قسم به عشقمون قسم
قسم به عشقمــــــون قسم همش برات دلواپســــم
قرار نبــود اینجوری شه یه هو بشی همه کســــم
راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شــدم
شاید میگم تقصیره توست تا کم شه از جرمه خودم.
به ملاقات آمدم ببین که دل سپرده داری
چگونه عمری از احساسه عشق شدی فراری
نگاهم کن دلم راعاشقانه هدیه کردم تو دریا باشو من جویبار عشقو در تو جاری
من از پروانه بودن ها من از دیوانه بودن ها من از بازی یک شعله ی سوزنده که آتش
زده بر دامان پروانه نمیترسم.
من از هیچ بودن ها از عشق نداشتن ها از بی کسی و خلوت انسانها میترسم.
راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیره توست تا کم شه از جرمه خودم.
من از عمق رفاقتها من از لطف صداقتها من من از بازیه نور در سینه ی بی قلبه
ظلمتها نمیترسم؛من از حرفه جدایی ها برگه آشنایی ها من از میلاد تلخه بی وفایی ها
می ترسم.
راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم.
شاید میگم تقصیره توست تا کم شه از جرمه خودم.
اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم واست می میرم، جواب دنیا رو می دم با تو می مونم واسه همیشه خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک می کنم توی تنهایی هام فقط به تو فکر می کنم با تو می مونم واسه همیشه
مي دوني فرق تو با عشق، زندگي و گل چيه؟ عشق يك كلمه است اما تو معنيه اوني. زندگي اجباره اما تو دليل اوني. گل يه گياهه اما تو عطره اوني
من عشقت رو به همه دنیا نمی دم حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم با تو می مونم واسه همیشه
اگر دنيا نميداند که من غنگين تر از غمگينترين غمگين دنيايم بيا يک لحظه با من باش که من تنها تر از تنهاترين تنهاي دنيايم
سلطان حقيقت ها فراموشت نخواهم کرد تو تنها شعله اي هستي که خاموشت نخواهم کرد
دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني...
دوستت دارم چون تنهاترين مصراع شعرمني...
دوستت دارم چون تنهاترين فکر تنهايي مني...
دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني...
دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني...
دوستت دارم چون زيباترين روياي مني...
دوستت دارم به يک نگاه عشق مني...
دوستت دارم چون نیمه ی منی...
دوستت دارم چون عمر منی...
دوستت دارم چون ...
بیا کمی اشتباه کنیم من اشتباهی عاشقت می شوم
و تو اشتباهی دلت را به من می دهی
من چشمهایت را می ستایم و تو شعر هایم را
بیا کمی گناه کنیم
من تو را می بوسم
و تو چون پیچکی سر سخت در من می پیچی
بیا کمی دروغ بگوییم
من دوستت دارم
و تو حتمآ عاشق من هستی
بیا کمی آدم کش باشیم
من خودم را برای تو می کشم
و تو خودت را برای من
بیا من و تو بد باشیم
اشتباه کنیم
گناه کنیم
دروغ بگوییم
آدم بکشیم
و بعضی وقت ها
زندگی کنیم
چقدر دلم تنگه برات
کاش می دونستی که دله
اونکه گذاشتی زیر پات
کاش می دونستی نازنین
که تا چه حد خرابتم
آبی نبودی و بازم
دیوونه ی سرابتم
تو آسمون اون چشات
بازم می خوام بشینم و
ستاره ها شو بشمرم
بدون دوستت دارم هنوز
اگر چه دلگیرم ازت
اگر چه خیلی دلخورم
چاره چیه؟چاره چیه؟
که دل گرفتار تو
بدجوری عاشقت شده
بدجوری تو کار تو
خیلی باهاش حرف می زنم
اما به خرجش نمیره
انگاری از دوری تو
راس راسی داره میمیره!
حق داری باور نکنی که من چقدر دوست دارم
می خوام که تا آخر خط پیشت بمونم و نرم
خوب می دونم راست و دروغ فرقی برات نمی کنه
تو شهر تردیدی یه وقت به پات نشینم و برم
اونوقت بمونی با دلی شکسته از یه عشق نو
نتونی طاقت بیاری بشی گرفتار جنون
بمونی با دنیایی از خاطره های خوب و بد
با بیکسی تو شهر عشق با گریه های بی امون
اما بدون دلبر من تموم فکرت اشتباست
تو عشق من دو رنگی نیست یه عشق پاک و بی ریاست
می خوام که باور بکنی هر چی می گم حقیقته